این مطلب در تاریخ 11 مهرماه در روزنامه مردم سالاری به چاپ رسیده است.


 در ایران بناهای تاریخی مختلفی وجود دارد که هر کدام از اهمیت قابل توجهی برخوردار هستند. یکی از این بناهای تاریخی مقبره پادشاه هخامنشی یعنی کوروش کبیر واقع در پاسارگاد است. مقبره ای که از لحاظ توریستی و جذب گردشگر از جایگاهی خاص برخوردار است و نگهداری از آن دیدگاهی متفاوت را می طلبد. در این گزارش نگاهی به شرایط این بنای تاریخی خواهیم داشت.

موقعیت پاسارگاد

شهر باستانی پاسارگاد نخستین پایتخت شاهنشاهی هخامنشی در قلب استان فارس، در دشت رودخانه پُلوار قرار دارد. نام شهر «اردوگاه پارس» دلالت از موقعیت مکانی شهر دارد. شهر توسط کوروش کبیر در سدهٔ ششم قبل از میلاد ساخته شد. محوطهٔ اصلی (۱۶۰ هکتار، حدوداً ۲٫۷×۰٫۸ کیلومتر) توسط یک منطقهٔ طبیعی بزرگ احاطه و محافظت شده‌است (حدوداً ۷۱۲۷ هکتار). در سده هفتم قمری اتابکی از سلغریان فارس درنزدیک آرامگاه کورش مسجدی ساخت که در آن از سنگ کاخ‌ها استفاده شده‌بود. به مناسبت جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران در سال ۱۹۷۱ این سنگها دوباره به جاهای اصلی خود بازگردانده شدند. کاخ محل سکونت بی تردید نشان از تاثیر و نقش معماری یونانی دارد. ظاهراً هنگامی که کورش در سال ۵۴۵ پیش از میلاد سارد (پایتخت لیدی، شهری در غرب ترکیهٔ امروزی) را به تصرف درآورد به شدت تحت تاثیر بناهای مرمرین شاهان لیدی قرار گرفته است. چه بسا او همان زمان شماری از اساتید اهل لیدی را در پاسارگاد به کار گماشته است. در کاخ تناسب جذاب سنگهای مرمر تیره و روشن، مخصوصاً در پایه‌ها، جلب نظر می‌کند. این سنگها از پیرامون سیوند آورده شده است.

نام پاسارگاد

    نام اصلی شهر پاسارگاد چیزی شبیه "پَسَرگََد" بوده و تلفظ امروزی نیز درست است و رابطه‌ای میان این نام و "پارس" نیست.نام پاسارگاد از اسم قبیله‌‌ی شاهان پارسی یعنی قبیله " پاسارگاد" گرفته شده که "آنان که گُرز گران می‌کشند" معنی میداده.

بناهای موجود در پاسارگاد

محوطهٔ اصلی شامل این بناهای تاریخی است:

    * آرامگاه کورش بزرگ در جنوب؛

    * تل تخت (یا «تخت سلیمان»؛ سریر پادشاهی سلیمان) و استحکامات، واقع بر یک تپه در شمال محوطهٔ اصلی؛

    * مجموعهٔ سلطنتی در مرکز محوطهٔ اصلی، شامل بقایای: ساختمان دروازه (دروازه R)، تالار عمومی (کاخ S)، قصرمسکونی (کاخ P)، و باغ سلطنتی (چهار باغ).

    * در منطقهٔ شرق یک بنای کوچک قرار دارد(۱۶×۱۶ متر) که یک پُل تشخیص داده شده‌است. در شمال مجموعهٔ سلطنتی زندان سلیمان قرار دارد، یک برج سنگی، باحدوداً ۱۴ متر ارتفاع.

پاسارگاد امروز

همانطور که در بالا تشریح گردید، آثار باستانی پاسارگاد از قدمت بسیاری برخوردار است و بسیاری از جهانیان چشمشان به دنبال دیدن این آثار جهانی است. شاید اگر یک چنین مقبره ای در هر کجای دیگر قرار داشت اینچنین مورد بی مهری قرار نمی گرفت. در حال حاضر تنها محافظ مقبره کوروش زنجیرهای زنگ زده ای است که به هیچ عنوان قابل اتکا نیستند و به راحتی و به دور از چشم نگهبانان اندک به راحتی می توان از آنها عبور کرد. در مکانهایی مانند تل تخت و مجموعه سلطنتی هیچ امکانات امنیتی وجود ندارد و کمبود نگهبان در هر بخش به وضوح به چشم می خورد. همین امر باعث شده است تا ما بر روی آثار باقی مانده شاهد دست خط های یادگاری بر روی آثار باشیم که به هیچ عنوان سنخیتی با تاریخ پر عظمت پاسارگاد نداشته باشد. بازدید کنندگان به راحتی می توانند در کل محوطه پاسارگاد به گشت و گذار به پردازند و به راحتی به مناطقی که نباید وارد آن شد ورود کنند. همین امر باعث شده است تا آثار باستانی این اثر عظیم به راحتی زیر پای بازدید کنندگان قرار بگیرد و رو به نابودی نهد.

متاسفانه این مجموعه از هر گونه سیستم های امنیتی مانند دوربین و... بی بهره است و هیچ نظارت خاصی بر روی آثار باستانی پاسارگاد وجود ندارد و همین امر باعث می شود که عده ای خرابکار به راحتی و با فراغ باز به کار خود بپردازند و مکانی را که حتی اسکندر نتوانست آسیبی به آن برساند به راحتی تخریب کنند.

گویند هنگامی که اسکنر مقدونی بعد از فتح تخت جمشید به پاسارگاد رسید بر پای مقبره کوروش کبیر حاضر شد تا
آنجا را نیز تخریب کند اما هنگامی که با متن " ای دشمن این یک قطعه از خاک وطنم را به من ببخش " روبرو شد از کرده خود پشیمان شده و مورخان بر این عقیده اند که حتی در پای مقبره کوروش گریسته است و از وی عذر خواهی کرده است.

حال با توجه به موضوع تاریخی که گفته شد، چطور عده ای به خود جرات می دهند که این اثر تاریخی را با تخریب روبرو کنند پوشیده است.

از لحاظ امکانات رفاهی نیز پاسارگاد در یک فقر، غم انگیز به سر می برد. متاسفانه سرویس های بهداشتی این مجموعه از امکانات کامل برخوردار نیست و تعداد کم انها باعث شده است تا بازدید کنندگان با مشکلات بسیاری روبرو شوند و این امر در خصوص گردشگران خارجی بیشتر به چشم می آید. زیرا این مجموعه دارای توالت های فرنگی نیست و همین امر باعث شده تا گردشگران خارجی در آن صحرا با مشکلات بسیاری روبرو شوند.

از طرفی هیچ امکانات پذیرایی مانند کافی شاپ و فروش مواد اولیه غذایی در این مجموعه به چشم نمی خورد و بازدید کنندگان باید تمام لوازم مورد نیاز را از داخل شهر پاسارگاد تهیه کنند و به داخل با خود ببرند در غیر اینصورت با مشکلات بسیاری از جمله کمبود آب و... مواجه خواهند شد.

نظرات بازدید کنندگان

برای آنکه با نظرات بازدید کنندگان این مجموعه بیشتر آشنا شویم به سراغ عده ای از بازدیدکنندگان رفتم تا نظرات آنها را در خصوص این مجموعه عظیم و تاریخی جویا شوم.

در ابتدای امر چند جوان را دیدم که برای بازدید به این مجموعه آمده بودند از آنها در خصوص وضعیت این اثر تاریخی پرسیدم و آنها عنوان داشتند: متاسفانه آنچنان که باید و شاید به این مجموعه رسیدگی نمی شود. مقبره کوروش متاسفانه در حال نابودی است و این امر برای هیچکدام از مسوولین اهمیتی ندارد. اگر این مجموعه در سایر کشورهای دنیا بود مطمئنیم که بر دور تا دور آن محفظه ای شیشه ای درست می کردند تا از باد و باران و عوامل طبیعی در امان باشد. این اثر باستانی را نمی توان با عنوان اینکه مربوط به دوره سلطنتی است نادیده گرفت. باید پذیرفت که این بنا جزو تاریخ ایران است و به نوعی با هویت ایرانی عجین شده است. از مسوولین محترم می خواهیم تا در خصوص این اثر باستانی تجدید نظر کنند و بیشتر از همیشه به آن اهمیت دهند و به آن رسیدگی کنند.

کمی آنطرف تر مرد و زنی که چهره هایشان نشان از تجربه می داد نشسته بودند و به مقبره کوروش خیره شده بودند نزدیک آنها رفتم و در خصوص پاسارگاد پرسیدم که مرد با کمی ناراحتی گفت: کوروش قسمتی از تاریخ ایران باستان است. من و همسرم تقریبا هر ماه به این مجموعه می آییم و از آن بازدید می کنیم، اما هر سری وضعیت این مجموعه را وخیم تر از ماه قبل می بینیم. متاسفانه بسیاری از بناهای این مجموعه در حال نابودی است و به مانند تخت جمشید که هر سال وضعیتش بدتر
می شود این مجموعه نیز در حال فروپاشی است. سازمان میراث فرهنگی باید پاسخگوی مردم علاقمند به تاریخ ایران باشد. در هیچ کشوری اینچنین از آثار باستانی مراقبت نمی کنند که در ایران اتفاق افتاده است. هر ماه وضعیت بدتر می شود و هیچ گوش شنوایی برای شنیدن این صحبت ها وجود ندارد. ما با از بین رفتن این مجموعه در اصل تاریخ و هویت خود را از دست
می دهیم و این امر بسیار برای آیندگان ما می تواند مضر باشد. مسوولین باید بپذیرند که این مجموعه جزیی از تاریخ ایران است و بی اهمیتی به آن ضربه ای بزرگ به فرهنگ ایرانی است. این درست که ما مسلمانیم، اما این دلیل نمی شود که تاریخ خود را فراموش کنیم،واقعا برای مسوولین متاسف هستم.

در حین بازدید از بناهای تاریخی پاسارگاد به دسته ای از گردشگران خارجی برخورد کردم و فرصت را غنیمت شمردم و دقایقی نیز با آنها هم کلام شدم تا نظرات آنها را نیز جویا شوم آنها عقیده داشتند که در حق این مجموعه کم لطفی های بسیاری صورت گرفته است و اظهار داشتند: ایران کشوری است با تاریخ بسیار قدیمی و پر عظمت ما در تعجبیم که چرا مقبره یک پادشاه بزرگ مانند کوروش باید در چنین شرایط اسفباری قرار داشته باشد. قبل از اینکه به ایران بیاییم در خصوص آثار باستانی این کشور تحقیقات بسیاری را انجام دادیم که مقبره و تاریخ کوروش توجه ما را به خود جلب کرد. اما وقتی به اینجا رسیدیم مواردی را دیدیم که اصلا باورمان نمی شد. حفاظت از این آثار تاریخی در سطح بسیار پایینی قرار دارد و امکانات بسیار کم باعث شده تا مشکلات این مجموعه بیشتر به چشم بیاید. در این بین یکی از گردشگران که خود را استاد تاریخ معرفی کرد گفت: من در خصوص تاریخ ایران تحقیقات بسیاری را انجام داده ام و می دانم که مشور شما از آثار با عظمت زیادی برخوردار است اما متعجم چرا به این آثار رسیدگی نمی شود. مقبره کوروش اگر در کشور دیگری وجود داشت، آنچنان به آن رسیدگی می کردند که نگین تاریخ جهان شود. اما من در حال حاضر پاسارگاد را شهری بی دفاع می بینم که هر کسی به راحتی می تواند هم آثار آن را از مجموعه خارج کند و هم به تخریب آن بپردازد. من به مصر نیز سفر کرده ام و وضعیت آثار باستانی آن را از نزدیک دیده ام به هیچ عنوان توقع نداشتم که با یک اثر باستانی به مانند پاسارگاد در ایران چنین برخوردی صورت بگیرد.

صحبت های این گردشگر خارجی بسیار تعمل بر انگیز است. به راستی چرا باید با آثار باستانی چون پاسارگاد این چنین برخورد شود؟

یک گردشگر خارجی نکاتی را گوشزد می کند که بسیار می تواند پر اهمیت باشد. نبود امکانات حفاظتی و دیدی تحقیر آمیز از طرف مسوولین به این مجموعه تاریخی چه معنایی می تواند داشته باشد؟

باید پذیرفت که این آثار جزیی از تاریخ ایران پر عظمت ما می باشد و اهمیت دادن به این آثار می تواند تبعات بسیار خوبی را برای کشور داشته باشد. هنگامی که یک گردشگر خارجی چنین دیدی نسبت به آثار باستانی ما ندارد، چگونه می توانیم بر خود ببالیم که از تاریخی پر عظمت برخوردار هستیم؟

نگاه مسوولین باید نسبت به آثار باستانی کشور تغییر کند تا ما شاهد پیدایش یک هویت عظیم باشیم. تنها نمی توان عظمت تاریخی را بر روی کاغذ نگاشت و به آن افتخار کرد. بلکه این آثار باستانی و قدیمی کشورمان است که نشان دهنده عظمت ایران اسلامی می باشد. فرهنگ  غنی ایرانی در کنار فرهنگ اسلامی می تواند بسیاری از مشکلات و معضلات فرهنگی را در کشور حل کند و با وضعیت اسفبار میراث فرهنگی کنونی نمی توان به ان جایگاه والا دست پیدا کرد. باید پذیرفت که دوران های مختلف تاریخ جزیی از هویت ملل هستند و دوره هایی به مانند هخامنشی در کشور ما سرآمد این تاریخ می باشد. دوره ای که نام پادشاهش در قرآن آورده شده است را نمی توان نایدیده گرفت. دوران هخامنشی عصری است که هم اکنون نیز بسیاری از کشورهای منطقه آرزویش دارند و به دنبال آن هستند تا هر چند کوتاه بتوانند چنین تاریخی برای خود دست و پا کنند. مسوولین امر باید این نکته را در نظر داشته باشند که اهمیت دادن به آثار باستانی یعنی اهمیت دادن به اجداد و پیشینیان خود، امری که امروز مشاهده نمی شود و ما نه تنها شاهد از بین رفتن پاسارگاد هستیم، بلکه بسیاری دیگر از آثار نیز در حال نابودی است.

در پایان امیدواریم که این دیدگاه نسبت به آثار باستانی کشور تغییر کند و ما شاهد شکوفایی این آثار باشیم تا در آینده نیز بتوانیم بر خود ببالیم که از آثار اجداد خود به خوبی محافظت کرده ایم و برای آیندگان خود میراثی را به ارمغان گذاشته ایم که سالیان سال می توانند به آن افتخار کنند و بر خود ببالند که چنین تاریخ عظیمی از چندین هزار سال قبل همچنان در دستان آنها قرار دارد که می توانند با اتکا بر آن در مقابل هر هجمه ای بایستند نه اینکه در مقابل یک گردشگر خارجی شرمنده شوند و آن گردشگر پاسارگاد ما را شهر بی دفاع بنامد.