گاهی وقت ها فکر می کنم که چرا بزرگ نمایی در بین انسان ها جالب و پر مصرف است. وقتی به جوانب بزرگ نمایی خوب نگاه کنیم می بینیم، از لحاظ روانشناسی بد چیزی نیست. انسان های ضعیف و کوچک به راحتی می توانند خود را در زیر نقاب آن پنهان کنند و به راحتی می توانند با این واژه برای خود اعتماد به نفس پیدا کنند. اما قصد از اینکه به این واژه پرداختم این بود که جدیدا در تمام تبلیغات که اتفاقا بزرگ نمایی حرف اول را می زند به مورد های جالب برخوردم که گرچه بزرگ نمایی شده اما بزرگ نمایی بی جایی صورت گرفته است. بانک ... ایران، بزرگترین بانک جهان اسلام، همراه اول بزرگترین اپراتور خاورمیانه، کارخانه تولید ... بزرگترین در خاورمیانه، پتروشیمی ... سومین در جهان، مدیریت جهانی، فلان جهانی و هزاران خبر و صحبت دیگر که نشان دهنده بزرگی و عظمت ایران به خصوص در دولت های عدالت محور!! نهم و دهم است. اما سوالی که ذهن من رو شدیدا با خودش درگیر کرده این موضوع است ما با این همه امکانات که تماما بزرگترین هستند پس چرا این همه جوان بیکار داریم؟ چرا هر روز بر تعداد جامعه زیر خط فقر افزوده می شود؟ تورم چرا هر روز پله به پله بالاتر می رود و کلی مشکل دیگر؟ خوب ما اگر در تمام صنایع بومی شدیم چرا هنوز که هنوزه واردات داریم آنهم بیشتر از هر سال دیگر؟ امروز داخل اخبار می گفت ما در صنایع کشاورزی بی نیاز شدیم. پس چرا کشمیش چینی، چای هندی، بز چینی، سیر چینی و هزاران کوفت و زهر مار چینی وارد کشور می شود؟ دم خروس را باید باور کنیم یا قسم ابوالفضل را؟ دروغ چرا؟ بزرگ نمایی چرا؟ خرافات چرا؟ چرا ؟ چرا؟ چرا؟

جالب تر اینکه هیچ کسی هم نیست به این چراها پاسخ دهد. تنها پاسخ به این چراها این است." ما به فضل الهی مشکل خاصی در کشور نداریم و اینها تماما ساخته ذهن عده ای بی اطلاع است"