شاید دیگر ننویسم
واقعا خسته شدم. در این کشوری که هر چی فریاد می زنی انگار نه انگار حتی یک ذره هم تغییر مشاهده نمی کنی. هر آنچه که می خواهند به اسم درست به خورد مردم می دهند و هر کسی هم حرف بزنه یا انگار نه انگار از کنارش می گذرند و یا با القاب مختلف که لایق خودشون هست طرف رو چنان می کوبند که انگار دشمن خونی بوده است. خسته شدم از اینکه هر روز در رسانه میلی شاهد یک سری اخبار تبلیغاتی و دوروغ هستم. واقعا شاید هیچگاه ننویسم. وقتی کسی نیست که به حرف هایت گوش دهد چه لزومی دارد خود را خسته کنیم و حنجره پاره کنیم که ای ملت دارند با نقش مار سرتون کلاه می گذارند. خسته ام خسته خسته از این همه دروغ که در کشور به اصطلاح اسلامی اونم از بالاترین رده اجرایی کشور فریاد زده می شود. شاید هرگز چیزی ننویسم. آقایی که داعیه تغییر داره و خودش رو سردمدار تغییر اعلام می کنه امروز به جایی رسیده که نه تنها تغییر ایجاد نکرده بلکه کشور را هر روز به پرتگاهی که محسن رضایی گفته بود نزدیک تر می کنه. این شاید آخرین حرف های من در وبلاگ باشد. شاید وقتی دیگر آمدم.شاید....
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم مرداد ۱۳۸۹ ساعت 15:56 توسط علیرضالرک
|
علیرضا لرک /متولد1359/تهران/ مهندس اتومکانیک