همه ما روزانه از وسایل حمل ونقل عمومی و دیگر وسایل عمومی استفاده می كنیم. اما شاید بیشترین اماكن عمومی كه بیشتر از آن در روز استفاده می شود اتوبوس های شركت واحد و خطوط و ایستگاه های مترو است كه همواره حجم بسیاری از مردم را جابجا می كنند. در تمام دنیا فرهنگ مردم بر اساس نگهداری اموال عمومی سنجیده می شود و این مساله یك معیار برای با فرهنگ بودن یك جامعه است. تمیزی در و دیوار شهرو اتوبوس ها و واگن های مترو و .... ملاكی برای رعایت و نظافت عمومی به حساب می آید . اما متاسفانه در پایتخت ایران این امر كمتر مراعات می شود و ما هر روز شاهد خرابی و یا اتفاقات ناخوشیندی برای وسایل عمومی هستیم. چه بسیار تلفن های همگانی كه بر اثر بی مبالاتی مصرف كنندگانش یا خراب شده است و یا گوشی ندارد كه كسی بتواند با ان تماس بگیرد و چه بسیار صندلی های نرم و راحتی كه یا پاره شده اند و یا به قلم خاطره نویسان الوده شده اند. این موارد تنها نمونه ای رایج در تهران بزرگ است كه مردمی با سلایق و فرهنگ های مختلف را در خودش جای داده است. اما موارد مهم تری نسبت به این موارد كه كه در ایستگاه های مترو و واگن های آن به وقوع می پیوندد. هنگامی كه مترو در تهران راه اندازی شد این وسیله حمل و نقل عمومی چهره ای زیبا و جذاب داشت و تمیزی از سر روی آن می بارید. اما متاسفانه خودكار یادگار نویسان نیز به این وسیله رسید و هم اكنون قسمت های بسیاری از واگن ها و دیوارهای مترو به خط خرچنگ قورباغه ای یادگار نویسان مزین شده است و چهره ای زشت را از فرهنگ ایرانی و پایتخت نشینی را به نمایش گذاشته است. متاسفانه درمترو فقط یادگار نویسی نیست كه چشم ها را آزار می دهد بلكه بعضی از حركات و رفتار مسافران در قبال وسایل عمومی نیز چندان چنگی به دل نمی زند. بارها با این كلمه را از بلندگوهای مترو شنیده ایم كه " از مسافران محترم خواهشمندیم كه از راه رفتن و دویدن بر روی پله های برقی خودداری كنید" اما چه سود كه تا صدای قطاری از پایین پله ها شنیده می شود مسافران عجول بدون توجه به تذكرات با سرعت هر چه تمامتر برای آنكه به قطار خود برسند مسابقه دوی سرعت را به نمایش می گذارند و بدون اینكه ممكن است این حركتشان چه عواقبی در پی داشته باشند خود را به قطار می رسانند. اگر این مسافران می دانستند كه چه هزینه ای بابت تعمیر و نگهداری این پله ها كه برای راحتی خود آنها نصب شده است صرف می شود آیا بازهم دست به این حركت می زدند؟ براستی چرا به این مساله آنقدر بی تفاوت شده ایم كه برای چند دقیقه زودتر رسیدن حاضریم همه چیز را از بین ببریم؟

یكی دیگر از مواردی كه متاسفانه هیچگاه مورد توجه قرار نمی گیرد و بارها حادثه ساز شده و حتا جان برخی از هموطنانمان را گرفته است رعایت نكردن حد فاصله با لبه سكو است. با اینكه خط قرمزی مشخص شده است و حتا بارها اعلام می شود كه از این خط عبور نشود ولی مسافران توجهی به آن ندارند و برای چند دقیقه نشستن حاضرند حتا جان خود را در خطر قرار دهند. این موارد گوشه ای از عمل و رعایت نكردن به هشدارها در فضای مترو تهران است و جای تعجب است . خطوط بی.آر.تی نیزاز این قاعده مستثنی نیست و با اینكه نگهبان خاصی برای گرفتن بلیط وجود ندارد اما مردم بدون توجه و بدون آنكه عذاب وجدان بگیرند بدون ارائه بلیط سوار این اتوبوس ها می شوند. براستی چرا ما هیچگاه نمی خواهیم فرهنگ را وارد مصرف خود كنیم و همواره قیافه حق به جانب می گیریم كه حق با ما است؟ واقعا اگر توریست خارجی وارد مترو و یا دیگر وسایل حمل و نقل عمومی ما شود چه تفكری بر آن چیره خواهد شد؟ آیا حق ندارند كه ما را جهان سومی حساب كنند ؟

 این موضوع درست كه وظیفه حكومت و دولت تهیه اسباب راحتی مردمش است اما باید قبول كرد كه اگر مردم فرهنگ استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی را بلد نباشند و فقط به فكر استفاده از این تجهیزات باشند بدون آنكه احساس مسوولیتی بكنند؛كم كم مسوولین نیز سرد شده و دیگر راغب به سرویس دهی نیستند. مردم باید فرهنگ را در زندگی خود وارد كنند و هر روز به این مساله فكر كنند كه اگر این وسایل نباشد آنها چه روزهایی را تجربه خواهند كرد. اینها تنها نمونه ای از مراعات نكردن فرهنگ استفاده در جامعه تهران است و شاید موردهای بسیاری باشد كه برای پرداخت به  آن بارها قلم فرسایی شده است اما تاثیری در رفتار نداشته است. امیدواریم كه مردم ما معقول تر و با كمی سعه صدر با وسایل اطراف خود رفتار كنند تا ما شاهد شهری تمیز با وسایل عمومی سالم باشیم.